مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
راه تـو راه نـجـات اسـت ابـا عـبـدالله روضهات شرط حیات است اباعبدالله هر کجا گفتهام از عشق، تو مقصد بودی عـشـق تو جـلـوۀ ذات است اباعبدالله بی تو با هر قلمی هر غزلی سر گیرد بـازیِ بـا کـلــمـات اسـت ابـا عـبـدالله شب ما سوختگان را قمری لازم نیست پـرچـمت نور صراط است ابا عبدالله میزبان حرمت هر شبِ جمعه است خدا عقل از این مرتبه مات است اباعبدالله اربـعـین کـربـبـلا رفـته فـقـط میداند اشکها بـرگ بـرات است اباعـبدالله کشتۀ اشکی و سوگند به لبتشنگیات تـشـنـهات آب فـرات اسـت اباعـبدالله |